محمد محسن مستوفى
71
زبدة التواريخ ( فارسى )
قم رفته و از قم به اصفهان آمده ، اهل اصفهان او را راه نداده ، نواب شاه طهماسب به قزوين آمده القاص به سمت شيراز رفته قلعهء يزد خاص « 1 » را قتل كرده ديگر به هيچ قلعه او را راه ندادند . [ القاص ] از راه شولستان به بغداد رفته ، رومى چون دانست كه كارى از او بر « 2 » نمىآيد ، غافل بر سر او ريخته اردوى او را تاراج كرده ، جمعى را مجروح و مقتول كردند . بالاخره القاص ميرزا با معدودى فرار نموده به داغستان نزد سرخاى رفته . نواب جنت مكان رقم به سرخاى نوشته ، [ او هم ] القاص ميرزا را با شاه نعمت الله يزدى گرفته مقيد نموده به خدمت نواب « 3 » اشرف فرستاده . نواب اشرف او را محبوس به قلعهء قهقهه فرستادند كه با پسر سلطان احمد ميرزا در قلعهء مزبور محبوس بودند تا فوت شد . مقررا عن غنايمى كه در آن سفر به دست غازيان قزلباش آمد : [ هفت هزار و پانصد رأس اسب ، يكصد و پنجاه هزار رأس گوسفند ، هزار نفر شتر ، پانصد رأس گاو ، سيصد و سى باب خيمه و تجير رومى ، هفتصد و سى و پنج نفر ذكور و سيصد و پنجاه نفر اناث اسير ، اسلحهء سوارى آنچه قشون تصرف كرده بودند : شمشير رومى يكصد و پنجاه قبضه و تفنگ سيصد و سى قبضه و ساير اسلحه دويست و دوازده قبضه « 4 » ] . آمدن سلطان سليمان مرتبهء چهارم و مصالحه نمودن و سنور بستن آمدن سلطان سليمان مرتبهء چهارم و محاربهء او در سنهء 961 ق « 5 » / 1554 م اسكندر پاشاى حاكم وان [ كه ] مرد مفسد فتنه جويى بود ، على الغفله از قلعهء وان قشون برداشته بر سر خوى آمده ، حاجى بيگ دنبلى را كه از ملازمان نواب جنت مكان و در خوى حاكم بود ، با جمعى از رعايا قتل نموده ، بعد از آن به سلطان سليمان عرض كرده به اين جهت او را بيگلربيگى ارض روم « 6 » كرده ، در همان سال بر سر حسين خان روملو به ايروان « 7 » رفته ، حسين خان صلاح در جنگ نديده قلعه دارى كرده ، اسكندر پاشا قتل و غارت و خرابى بسيار كرده ، بنا بر آنكه در سال قبل نواب جنت مكان ايلچى به روم فرستاده اظهار مصالحه كرده بودند ، در تدارك آن حركت اسكندر پاشا تغافل و مسامحه فرموده انتظار
--> ( 1 ) - يزد خواست صحيح است . ( 2 ) - آ : بر افتاده است . ( 3 ) - آ : نواب افتاده است . ( 4 ) - آ : درون قلاب افتاده است ( 5 ) - ملى و د : 916 ( 6 ) - منظور ارز روم است ( 7 ) - د : بايران